عاشقانه هایم برای تو زیبای معصوم
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 11:28
عاشقانه هایم برای تو زیبای معصوم یکشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۵ • 9:11 دخترم ،دنیای من xa0روزی که به دنیا آمدی،من متولد شدم... xa0و از آن روز هم دخترم شدی و هم همه چیزم... xa0دخترکم، جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیدار منی... امروز روزی است که عاشقانه خدا را شکر می گویم برای داش...
حالتون چطوره؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 11:28
حالتون چطوره؟؟؟؟؟ یکشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۵ • 9:27 امشب تولد گلدخترمه. راستش امسال از هر سال خلوت تره تولدش. شاید 6 نفر باشیم. اما من سعی کردم یه تولد جمع و جور خوشرنگ براش بگیرم. تم تولدش تاج طلائیه. کیکشم یه کیک ساده گلبهی ملایمه که دور تا دورش شکوفه میخوره روشم مرواریدهای طلائی و یه تاج طلایی. امیدوارم
ورشکستگی مسئله اینست!!!
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 11:28
ورشکستگی مسئله اینست!!! شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲۱ • 14:27 شرکتمون با سرعت هر چه تمام تر داره میره رو به ورشکستگی.. زیان ده بودیم از ابتدای سال. خدا به دادمون برسه . خدا کنه کار به تعطیلی نکشه. از آخرای هفته تعطیلات تابستونی شروع میشه . طبق معمول هییییییچ برنامه مسافرتی نداریم. من از عید که از شهر جناب"میم" ا
اندوهی دیگر
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
اندوهی دیگر یکشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۳ • 12:31 مامان نازنین و زحمت کشم، بستری شده . پلاکتهای خونش افت کرده. و تو سه آزمایش متوالی که داده حتی در حال کاهش هم هست!!!! دیروز خواهرم بردش فوق تخصص خون و ایشونم نظرشون به یه هفته بستری شدن و بررسی علت بوده. خدایا اون چیزی که مثل خوره افتاده ته ذهنم نباشه. به شدت مح
فعلا هیچی ..
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
فعلا هیچی .. پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۷ • 12:33 جناب دکتر فقط یه بیمارستان تشریف میبرن و اونجا هم فعلا مامانمو پذیرش نکردن . انقد که شلوغ بوده و حتی اورژانسشم جا نداشته .. فعلا مامان برگشته خونه تا تماس بگیرن و وقت بستری بهش بدن. فقط خدا میدونه وقتی دوباره دیدمش چه حالی شدم از خوشحالی. حال عمومیش خوبه فقط
روزمرگی
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
روزمرگی دوشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۱۸ • 14:45 چند روزی بود که دخترک گهگاهی میگفت :مامان پیتزا میخوام و من بشدت تعجب میکردم از این درخواستش. چون ما تا حالا بهش پیتزا ندادیم که بخوره. خلاصه اینکه دیشب به جناب"میم" کفتمxa0 شام بریم بیرون و یهو یادم افتاد که دخترک چند روزیه سراغ پیتزا رو میگیره. رفتیم و در کمال تعج...
قضا و بلا ...
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
قضا و بلا ... یکشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۲۴ • 15:38 روز سه شنبه نزدیکای عصر تصمیم گرفتیم سه تایی بریم بیرون و پیاده روی کنیم ... بعد از آماده کردن دخترک، مشغول اماده شدن خودم شدم و برای چند لحظه ازش غفلت کردم.. وقتی از در بیرون رفتیم بهم گفت مامان نمیتونم نفس بکشم!!!!! بینیشو نگاه کردم دیدم یه چیز سفید رنگی ته
انتخابات
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
[unable to retrieve full-text content]بعد از 8 سال بالاخره راضی شدم برم پای صندوق... حس خوبی دارم. امیدواریم به دولت امید.. xa0
از هر دری سخنی
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
از هر دری سخنی چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۰۳ • 8:8 فردا قراره بریم خونه آبجی بزرگه هم عید دیدنی هم اینکه از زیارت اومدن یه سر سلامتی بکنیم یه شب بمونیم و فرداش برگردیم... این آبجی بزرگه خیلی تو زندگیش سختی کشیده اما الان خدا رو شکر به یه خوشبختی خاصی رسیده که من همیشه بهش میگم تو سیندرلایی یه شبه همه رویاهات
نشد که بشه
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
نشد که بشه شنبه ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ • 8:23 اول سخن ماه رمضون رو خدمت همه روزه دارای عزیز تبریک میگم .. امیدوارم ماه پر برکتی برای هممون باشه. طاعات همگی مقبول درگاه حق :) xa0 جالبه که هیچ کدوم از اتفاقای پست قبلی که براتون گفتم نیفتاد.. خواهر بزرگه یه روز قبل از رفتنمون زنگ زد و گفت که برنامه ای پیش اومده و ...
خیلی خصوصی(رمز رو درخواست کنین)
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بیخوابی مفرط
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 11:03
بیخوابی مفرط یکشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۰۷ • 7:59 آقو اومدم بگم دغدغه خدا رو شکر به خوشی برطرف شد :D:D:D:D حسابی کسر خواب دارم. سرکار خانوم دخترک تا 12 شب بیداره و بعد از کلی غصه گفتن و ناز کشیدن رضایت میده بخوابه :(( اینجوری من 12 میخوابم و یه ربع به چهار صبح بیدار میشم تا دوباره بخوابم میشه 5 :((((((( دوباره
کمبودات
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 15:39
جواب چکاپمو گرفتم . بلههه .. فقر آهن ، کمبود ویتامین دی ، کم کاری تیروئید تا کی باید دارو بخورم نمیدونم ولی میدونم که به احتمال خیلی زیاد کم کاری تیروئید رو باید تا آخر عمر بخورم :((((((((( همین الانم با اینکه دیشب ساعت 10 خوابیدم پلکام سنگینه .. انگار که نه انگار هشت ساعت کامل خوابیدم . خدا به همه ...
نقش لبخند
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 5:25
نقش لبخند رو تازگیها خیلی تو زندگی کاری و زندگی خصوصیم پررنگ میبینم.. اصلا حس میکنم منو سوق میده به سمت مثبت اندیشی و مثبت گرایی.. وقتی با رفتار نچسب شخصی مواجه میشم و من با لبخند این ماجرا رو مرور میکنم میبینم اصلا ارزشی نداره که بخوام در موردش منفی فکر کنم.. خیلیییییییییییییی حس خوبیه.. این رو مدی...
رمان جدید
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 5:25
چند روز بود مشغول خوندن رمان جدیدی بودم به نام " تا تلاقی خطوط موازی" خیلی جذاب و متفاوت بود.. ممنو از خواننده عزیز وبلاگم که بهم معرفیش کردند. xa0
یه ابزار خواستیم بذاریم
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 5:25
والا اومدم ابزار صلوات شمار بذارم یک بلایی سرم اومد که نگو.. فکر کنم یه دو ساعتی مشغول ردیف کردن قالبم بودم تا بشه این. آخرشم موفق نشدم ابزارو استفاده کنم .. حالا باید دوباره تلاش کنم...
شما خونتون مورچه داره :)))))))
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 5:25
دخترک عاشق این ترانه شده . یا خودش داره زمزمه میکنه یا اینکه صدای ترانه از تو گوشی من میاد ... جالب اینجا بود که تا قبل از اینکه این ترانه رو ببینه از مورچه میترسید :)) به ترانه صوتیشم رضایت نمیده و حتما باید تصویری ببینه:))))))) پ.ن: دیروز برای دخترک حلیم بار گذاشتم برای عصرونه میل کنن .. جاتون خال...
منو این همه خوشبختی؟؟؟؟
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 21:25
جناب"میم" رفتهxa0 برام یه برس مو ، لوسیون بدن و یه دونه هم کرم پا خریده . از دیدنشون اینقد خوشحال شدم که انگار دنیا رو بهم داده بودن. هیییییچ مناسبتی هم نداشت رفته بود داروخونه واسه خرید چیزای دیگه یادش مونده بود که دسته برسم شکسته و لوسیون بدنم تموم شده و ازهمه مهمتر فهمیده بوداز بس که دخترک رو میب...
نیکان ماندگارند
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 22:08
برای مادر شدن یک دوست مجازی هر چند تا که میتونین صلوات هدیه کنین. ممنونم که همکاری میکنین. انرژیهای مثبتتون رو از این پست دریغ نکنین. مطمئن باشین یه جایی این انرژی توی زندگی خودتونم تاثیر خواهد داشت. xa0 xa0
ظاهرا که بخیر گذشت
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 22:08
یکشنبه رفتیم بیمارستان صارم . مدارک پزشکیمو نشون دادم دکتر مهربون گفت چیز مهمی نیست ولی وقتیxa0 معاینه کرد گفت باید دوباره سونو بشی ولی یه سونوی خیییییلی دقیق. خداییش وقتی خانوم دکتر به این مهربونی رو دیدم کلا خوب شدم:))) گفت جواب سونوتو برام بخون نیازی نیست دوباره بیایی تهران. خدایا این مدل آدمای خ...